بي نام تو نامه كي كنم باز اي نام تو بهترين سرآغاز
جز نـــام تـو نيست بر زبانم اي يـــاد تو مـونس روانم

پنجره عاشق نبود ، شيشه عمرش شكست
پرده به يكسـو زديم ، حوصـله از هـوش رفت

در پي آتش بديم ، خرقه پي جام رفت
مي‌نچشيديم و باز، اين خرد خام رفت

بازگشت به صفحه اصلي
WED , 6 February 2002 پانزددهم بهمن‌ماه هزاروسيصدوهشتاد
معرفي سايت
 

 دوست داريد ديگران درباره قيافه شما نظر بدن ؟

بريد اينجا

اسكرين‌سيور تيمهاي فوتبالو اينجا ميتونيد پيدا كنيد

اگه به ابزيان علاقه داريد اينجا ميتونيد  روي زندگيشون مطالعه كنيد 

 

اگه به نقاشي علاقه‌منديد بريد به سايت ونگوگ يه سر بزنيد

 

اگه دنبال فضاي مفت و مجاني روي وب مي‌گرديد به اينجا و اينجا و اينجا  و اينجا سر بزنيد 

 

اين وبلاگ مام مثل جهنم ايرانيهاست  ...!

يه روز همه چيز هست ، دست ما شكسته ، يه روز هاست  Host مشكل داره 

هاست درست ميشه دسترسي ما به اينترنت حالش بد ميشه ، اون درست ميشه

تلفن‌هامون قطع ميشه ....لابد آخرش يه بلايي سرخودمون مياد

گچ دستمو باز كردم و حالا ديگه ميتونم مشتمو باز و بسته كنم ...هفته ديگه اسكي ميبينمتون

 زبان فارسي عجب زبان انعطاف‌پذيريه

امروز  مي‌خواستم در جلوي يه تاكسيو باز كنم نتونستم از يك نفر ديگه كه كنار دستم بود ، يه جوون بيست ساله خواستم كمكم كنه ، و اون گفت نه اما بلافاصله كمكم كرد ودرو باز كرد و نشستيم ...اون هم همون مسير منو ميومد ، گفتم شايد اشتباه شنيدم ، آقاي راننده ازش پرسيد ميشه اون شيشرو بكشي بالا باز گفت نه و شروع كرد شيشه ماشينو داد بالا ، بعد فهميدم كه اين زبان فارسي چقدر انعطاف داره ، حتي ميشه يك كلمه رو در معني متضادش بكار برد چراكه هيچ كسي به نحوه صحبت اون جوون اعتراضي نكرد

 

اول  نامه‌هاي ادبي ...يكي از دوستان به خاطر نوشته هاي قبلي‌ام چند كتاب درباره فردوسي خواسته كه چندتا شو اين پايين مي‌نويسم

 اگر قصدتان آشنايي با فردوسي و شاهنامه است و ميانه زياد گرمي با او نداشته ايد از اين كتاب شروع كنيد كه آميزه‌اي از تحقيق و تخيل است و داستان زندگي فردوسي را شرح مي‌دهد و نحوه سروده شدن شاهنامه ، اين كتاب توسط يك نويسنده تاجيك نوشته شده است و عبدالمحمدآيتي آنرا به فارسي برگردانده است ، اين كتاب توسط انتشارات سروا و در سال  1377 منتشر شده است نثر روان و شيواي اين كتاب باعث مي‌شود از خواندن آن احساس هيچ خستگي نكنيد ،‌راستي اسم اين كتاب : بسي رنج بردم ...فردوسي درفراز و فرود مي‌باشد

با نگاه فردوسي

اين يكي كمي سنگين‌تر است و شامل تحقيقات وسيعتر و دقيق‌تر كه در لابلاي اين تحقيقات و بحثها شما با داستانهاي شاهنامه نمي توانيد آشنا شويد و بيشتر بحث بر سر دشواريهاي موجود در شاهنامه است و اينكه روش صحيح استفاده از نسخه‌هاي خطي شاهنامه چيست ؟ چند بخش اين كتاب كه نوشته استاد باقر پرهام است عبارتند از : 1 خدا در شاهنامه 2 مرگ در شاهنامه 3 رستاخيز در شاهنامه

اين كتاب توسط انتشارات مركز و در سال 1373 منتشر شده است و در سال 77 هم تجديد چاپ شده است

  حماسه رستم و سهراب

و اگر به داستان رستم و سهراب علاقه داريد مي‌توانيد از اين كتاب استفاده كنيد كه هم متن حماسه رستم و سهراب را دارد و هم نقطه نظرات اساتيدي چون زرين‌كوب و مينوي و منوچهرمرتضوي را ميتوانيد در آن بيابيد و البته درباره شاهنامه هم بحثهاي كلي كرده است نظير اينكه اسطوره چيست و مختصات شاهنامه چيست ؟

اين كتاب توسط دكتر منصور رستگار فسايي نوشته شده است و انتشارات جام آنرا منتشر كرده است

 مرگ در شاهنامه

اگر به دنبال خواندن مقالات مختلفي هستيد سراغ اين كتاب برويد كه مجموعه‌اي از مقالات محمدتقي بهار ،‌رشيد ياسمي ، دكترعلي رجايي ، دكتر اصغردادبه ، رجايي بخارايي و ...را شامل ميشود و البته به نوعي بحثها با مرگ در شاهنامه ارتباط دارد اما بحث از وسعت زيادي برخوردار است و شما از خواندن آن خسته نمي‌شويد ، اين مقالات به كوشش ناصر حريري در اين كتاب گرد هم آمده است و توسط نشر آويشن منتشر شده است

مرزهاي ايران و توران

اگر هم به جغرافياي شاهنامه علاقه منديد به اين كتاب سري بزنيد كه شاهنامه را از بعد مرزها مورد بررسي قرار داده است و البته براي كسانيكه به دنبال اطلاعات آماده و سريع هستند - وبگردها - اصلا مناسب نيست و توضيحات بسيار درباره قلمرو شاهان قديم ايران داشته است

اين كتاب توسط انتشارات بلخ منتشر شده و توسط حسين شهيدي مازندراني نوشته شده است

  يكي از دوستان هم يك برنامه براي ثبت تصوير دسكتاپ كامپيوترش خواسته

شركت يوليد يكي از توليد كننده‌هاي برنامه‌هاي گرافيكي يك برنامه حرفه‌اي براي اين كار داره كه مي‌تونيد از اون استفاده كنيد اما يك روش ساده‌تر هم براي اين كار وجود داره و اون استفاده از كپي - پيست كردن صفحه مورد نظر در يك برنامه گرافيكي مثل فتوشاپ  ، براي اين كار كافيه روي صفحه مورد نظر كه مي‌خواهيد به صورت تصوير داشته باشيد كليد پرينت‌اسكرين رو بزنيد و بعد توي يك برنامه گرافيكي با استفاده از كليد هاي كنترل به همراه كليد وي  اونو داشته باشيد و حالا تغييرات لازم رو روي اون اعمال كنيد و از اون استفاده كنيد

Link

 

SUN,3 February 2002 چهاردهم بهمن‌ماه هزاروسيصدوهشتاد
يك توضيح
نبودن در هفته گذشته

 

اين يك هفته گذشته ميزبان‌ - Host اينترنت ما دچار سكته مزمن ! شده‌ بود و همين موضوع باعث شده بود كه وبلاگ ما قابل رويت نباشه از اين بابت از همه شما عزيزان عذر مي‌خوام  .

 

يكي ?از حسن‌هاي داشتن كانتر در صفحه شخصي اطلاعات آماري است كه سايت مورد نظر به شما درباره مراجعه كنندگان مي‌دهد اين اطلاعات بسته به اينكه شما از چه سايتي براي درج كانتر استفاده مي‌كنيد متفاوت است برخي از سايتها علاوه بر اينكه اطلاعات آماري از بينندگان صفحه شما مي‌دهد محل لينك ورودي آن را نيز به شما نشان مي‌دهد ، يعني اينكه اگر كسي در سايت يا صفحه شخصي‌اش لينكي به صفحه شما بدهد و كسي از آن لينك وارد سايت يا صفحه شما بشود شما مي‌توانيد از روي اطلاعات داده‌شده متوجه لينك مربوط بشويد 

امروز كه داشتم مراجعه‌كنندگان سايتم را مرور مي‌كردم متوجه يك لينك عجيب شدم ، وارد آن شدم ، يك نفر در سايت گوگِلgoogle  كلمه فردوسي را جستجو كرده بود و چون من در وبلاگم درباره فردوسي نوشته‌ام آدرس وبلاگ مرا نيز در جستجوي خود آورده بود 

  آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت           حافظ اين خرقه پشمينه بينداز و برو

 اهميت حافظ آنست که همواره با دو جناح درگير بود ، هم با زاهدان فريبکار و هم با افراد صـوفی که به گفتـه خود پای بند نبودند و از عـرفان و تصـوف فقط بعنوان وسيله ای برای عوام فريبی استفاده می کردند ؛

 صـوفی نـهاد دام و سـر حـقه بــاز کـرد                     بنيـاد مـکر بـا فـلک حقـه بـاز کرد

ای کبک خوشخرام کجا ميروی بايست                     غره مشو که گربه زاهد نماز کرد

 که اشاره به داستانی است که گويا هرگاه خواجه عماد فقيه نماز می گزاشت، گربه ای داشت که شرط متابعت بجای می آورد و پشت سر او به نماز می ايستاد ؛

حافظ بشدت به دين فروشانی که می خواستند برداشت خاص خودشان را از دين و مذهب به مردم تحميل کنند و از آن به عنوان وسيله ای برای تحميق مردم استفاده می کردند، می تاخت ، در اشعاری کاملا رک و صريح به کسانی که به زعم خودشان دين را تعبير می کردند و به کسانی که اين تعبير از دين را قبول نداشتند می تاختند ،می خروشيد

 دانی که چنگ و عود چه تقرير می کنند      پنـهـان خـوريـد بـاده کـه تـعـزير می کنند

نامـوس عشق و رونـق عشاق می برند         مـنـع جـوان و ســرزنـش پـيـر می کنند

جز قـلب تيـره هيچ نشـد حاصل و هنوز          بـاطل در ايـن خيـال که اکسيـر می کنند

گوينـد رمـز عشـق مـگوييـد و مشنـويـد          مشکل حکايتی ست که تقرير می کنند

مـا از بـرون در شـده مغـرور صـد فـريـب         تــا خـود درون پـرده چـه تـدبيـر می کنند

 

Link

FRI, 25 January 2002 جمعه پنجم بهمن‌ماه هزاروسيصدوهشتاد
يك شعـــــر
از خــــودم

 

باران و كمي سايه اگر با هم بود

هم گريستن آسمان را مي‌شد ديد

و هم تبسم خورشيد را

عجب از اين دل تنهاي بي‌درمان

هميشه درياي زيبايي را با كوير خاطره مي‌خواهد

و پنجره تماشا را بي‌ديوار حادثه

 

 

در اشعار حافظ از قهرمانان اساطيری ايران هم مکرر سخن به ميان آمده که نشان می دهد

 حافظ با شاهنامه آشنائی کامل داشته است ؛

نام بسياری از پهلوانان و شاهان شاهنامه مثل  اردوان ، اسکندر ،افراسياب ، بهرام گور ،

 رستم ، تهمتن ، پرويز ، بهمن ، زردشت ، فريدون ، قباد، کاووس ، کيقباد ، کيخسرو  و  غيره

بارها و بار ها در اشعار او بکار رفته ؛

     شاه ترکان سخن مدعيان می شنود       شرمی از مظلمه ء خون سياووشش باد

که اشاره به داستان سياوش است و ماجرای کشته شدنش در توران ؛

      شاه ترکان چو پسنديد و به چاهم انداخت     دستگير ار نشود لطف تهمتن چه کنم

که اشاره به داستان بيژن و منيژه است

      سالها دل طلب جام جم از ما می کرد          آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا می کرد

که اشاره به جام جهان نمای جمشيد است

يکی ديگر از خصوصيات حافظ ، افسوس خوردن به عظمت گذشتهء ايران است

       ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ             ازين فسانه  هزاران  هزار  دارد ياد

       قدح به شرط ادب گير زانکه ترکيبش          ز کاسه سر جمشيد و بهمن است و قباد

      که آگه است که کاوس و کی کجا رفتند     که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد

 

 

Link

THU, 24 January 2002 پنج‌شنبه چهارم بهمن‌ماه هزاروسيصدوهشتاد
يك شعـــــر
از خــــودم

حق با شبهاي بي‌منزل سرد پاييز است

به كسي چه كه از كدام‌سو

گوش به آهنگ تحرك باغ داده است

 

كمي گذشت كنيد

آخر آدم يكهو عاشق مي‌شود كه خودش هم خبر ندارد

 

 

يکی از خصوصيات حافـظ که کمتر به آن توجه شده ، علاقهء او به اسطوره های ايرانی


 و نظريات عارفانهء
حتی پيش از اسلام است ، او در اشعارش واژه ها و استعارات و


مفاهيم کهن ايرانی و اغلب زرتشتی را برای ابراز مفاهيم عرفانی و دينی بکار می گيرد


 مانند مهر، ميخانه ، روشنائی ، شراب ، پير مغان عنايت ازلی (فره ايزدی ) ، پير مغان ،


پير خرد ، مغبچه ، آئينه جام ، زنار ، دير و ...

 که هر يک از اين کلمات کاروانی از معنا و اشاره و انديشه ژرف و پيچاپيچ را با خود می کشد

و در ذهن تداعی می کند

       از آن به ديـر مـغانـم عـزيـز می دارند     که آتشی که نميرد هميشه در دل ماست

که اشاره به آتش جاودانی دين زرتشت و دير مغان است ؛

ساقی نامه حافظ لبريز است از اشاره به کلمات اساطيری ايران که آنها را در يک معنای

فلسفی و عرفانی مورد استفاده قرار می دهد

           بياساقی آن می که عکسش زجام        بـه کيخسرو  و  جـم فرستـد پيام

          بـده  تـا  بـگـويـم  بـه  آواز   نـــــی         که جمشيد کی بود و کاووس کی

          بـيـا ســـاقـی  آن  آتـش  تـابـنـاک         که زردشت می جويدش زيـر خاک

          مـغنـی کـجـائـی بـه گـلبـانگ  رود          بيـاد  آور  آن  خسـروانـی ســرود

 

Link

فرستادن نـامه
آب و هوای تهران
عكسهايي از تهران
نقل مطالب و نوشته های اين صفحه با ذکر نام نويسنده و درج لينک مربوط به آن آزاد است