|
اسكي
اسكي .....بازم
اسكي ....
خب
من هر هفته يكروز
به اسكي ميرم
اما ماجراي
ايندفعه اسكي
ما يه چيز ديگست
....
خيلي
هم شنيدنييه
...حتما بخونيدش
.
اگه
حوصله ندارين
از وسطاش بخونين
...اما حتمابخونين
...
خب
اين هفته يه
تفاوتي با هفتههاي
پيش داشت و اونم
اين بود من چوب
و فيكسمو عوض
كردم واز اونجايي
كه
من خوره اسكيام
وخوراكم سرعته
اونو
ده سانت بزرگتركردم
تا سرعت بيشتري
بره ........
جاي
همه دوستاي
اسكي بازم خالي
...
قد
: يك مميز هفتادو
چهار
طول
چوب : يك مميز
نود
ديگه
خودتون تصورشو
بكنيد ...يه چوب
كاورينگ دار
كه معمولا بايد
همقد باشه و
اگه كوچيكتر
باشه بهتره
،
ما
براي اينكه
همرو توي پيست
جا بزاريم اندازه
خودمون كه نگرفتيم
هيچي ده سانت
هم زيادش كرديم
يعني
ما خيلي حرفهايم
....
روز:
چهار شنبه يعني
امروز
هوا
: عالي يعني آفتابي
مقصد
: ديزين
جاده
ديزين بخاطر
ريزش برف پريشب
يخبندون بود
و فقط ماشينايي
كه زنجيز داشتن
يا فورويل درايو
داشتن
ميتونستن
برن و چون ماشين
ما پرايد بود
از پيچ اول بعد
از شمشك برگشتيم
، شمشك كه خيلي
شلوغ بود البته
من
زيا د خوشم نمياد
از پيست شمشك
، هرچند ديوارش
خوراك سرعته
اما نمي دونم
چرا باهاش حال
نميكنم .
خلاصه
راه افتاديم
طرف دربندسر
البته حالا
ترافيك هم شده
بود و بيشتر
ماشينايي كه
ديفرانسيل
عقب بودن
توي
برف و يخ گيرميكردن
حالا فرق نميكرد
اين ماشين پيكان
باشه يا بنز
باشه يا بيامو
....همشون گير
ميكردن
و اين يه تفريح
شده بود واسه
بعضيا كه با
حول دادناي
توام با هزار
جوك و گوشه كنايه
و خنديدن به
سيبيل
مبارك آقاي
راننده ماشينو
از اين موقعيت
نجات بدن و راهو
باز كنن ...
خلاصه
ساعت ده رسيديم
دربندسر و هوا
خيلي عالي بود
.
احسان
: مجيد من هيچي
بلد نيستم ...چيكار
كنم ..
خودم
: الآن رات ميندازم
...بريم پيست مبتدي
..
واي
خدا چه عذابيه
، هوا به اين
خوبي اونوقت
من بايد وايسم
دودوتا چهارتاي
اسكيو واسه
اين پروفسور
با آيكيو
زير
چهل تشريح كنم
....خب چارهاي
نيست بايد يه
جوري بپيچونمش
(البته اينارو
توي دلم گفتم
)
خب
احسان جان ببين
چوب اسكيتو
نگاه كن ...اون
.....سمت راست ....باتومتو
....هشت ....وزنتو
....آفرين !!!
حالا
برو يكم تمرين
كن تا يه مربي
خوب بريم بگيريم
....بدو برو از
اون بالا هي
بيا پايين ....
همه
اين حرفا در
چند دقيقه تموم
كردم .
موقعيت
: تله قله
وضعيت
: شلوغ يني افتضاح
با
اينكه دربندسر
هم پيست خوبيه
اما توي صف كه
بودم دلم واسه
ديزين تنگ شده
بود ...فكر ميكردم
كه هيچ پيستي
پيست
دره و بشقابي
قله ديزين نميشه
و هيچ پيستي
به سختي گوزني
نيست اما چه
ميشه كرد ....
موقعيت
: بالاي قله
هوا
: هنوز عالي
خب
راه افتادم
....خداي من سرعتو
....هيشكي نميتونه
مثل من سرعت
بره ...خانوم اونجا
واينسا..اونجا
ايستادن ممنوعه
خانومه
:اِ...بيمزه...
حالا
يه ذره سرعتم
بيشتر بودا
!!!
....اما
يه چيزي امروز
كم بود ...اون
چي
ميتونه باشه
...هوبي كه با
خودم آوردم
....آب معدني هم
كه همراهمه
...لابد ساناويل
نزدم ...نه خب
جاش كرم
ضد
آفتاب زدم ...پس
چيه ...خودشه ...صمصام
جونم بود ..
ياد ندارم بدون
هم اسكي كرده
باشيم ...
اين
بار داداشت
تنها داره مياد
پايين قلرو
...هميشه عادت
داشتم يه نفرو
كنار دستم ببينم
كه داره با اسنو
همه مسيرهارو
دودره
ميكنه و از نكوب
مياد پايين
و منم براي اينكه
بهش برسم هي
تند تر ميرم
...هي تند تر ميرم
...اما مگه ميرسم
...
خب
چاره چيه امتحاناي
دانشگاه مهمتره
....اينجا يه امپيتري
پلير براي بيخيالي
خيلي خوبه تا
تنهايي بشه
اسكي كرد ....
اوف
...چه آهنگ رندومي
هم اومد ...حرف
نداره ...
خودشه....
دو- و-لامور از
شر يا چر ...بزن
بريم ....چرا اينقدر
يواش ميرن ....واي
خداي من ...من
چقدر
سرعت
دارم ...بيست چهل يا شصت ..(كسي
كه اونجا نبود)
...صدو بيست اسب بخار ...؟؟؟
!!! نه ببخشيد
صدو بيست
درجه
كلوين در ثانيه
...يا ساعت ...خلاصه
خيلي سرعت داشتم
...وسطاي آهنگ
بود ...يا نميدونم
وسطاي پيست
بودم
ديدم
اي بابا من كه
دوتا چوب داشتم
چرا پاي چپم
چوب نداره ؟!!
اِوا ...خاك به
سرم .....آروم باش
مجيد به اعصابت
مسلط
باش اول شيرگازو
ببند ...نه بابا
اون كه كمكهاي
اوليه يه چيز
ديگس ...خب اول
ترمز دستيو
بكش ....نه بازم
نشد
اينجا
ترمز دستيو
از كجا بيارم
....پس چيكاركنم....اين
چي ميگه ؟
كام تو مي
بيبي
دنت
كيپ مي ويتينگ
انودر
نايت ويداوت
يو هير.....ديگه
بقيشو نشنيدم
...هوپپپپ....
اين
صداي من بود
كه خوردم توي
برفا زمين ....اي
بابا چرا همه
جا سفيد شده
...آها ن فهميدم
..با كله رفتم
توي برفا.
اولين
جمله ها ....بابك
ميكشمت ...بايك
مگه دستم بهت
نرسه ...(بابك
همونيه كه ازش
چوب و فيكسمو
گرفتم )
اينجوري
آخه فيكسو تنظيم
ميكنن خره ؟!!!
خب
حالا دارن ميان
و از بغلم رد
ميشن ...اولي :
تو ترسيدي ...ببين
اگه نترسي ميتوني
اسكي كني ...
دومي
: آخِي...اون پايين
پيست مبتديا
هست كه اونجا
تمرين كن بعد
بيا بالا ...هروقت
خوب ياد گرفتي
...
سومي
: فيش ش ش ش ش ...اين
صداي برفي بود
كه پانچ شد روي
من ...حالا ديگه
شكل آدم برفي
شدم ...
چهارمي
: دوباره سعي
كن ...براي اينكه
ياد بگيري بايد
خيلي تلاش كني
....
حالا
ديگه خودمم
باورم شده بود
كه بلد نيستم
....و از پنجمين
نفر ميپرسم
ببين من كي خوب
ياد ميگيرم
؟؟!!
پاشو
بابا جون ...پاشو
خودتو جمع و
جور كن ...خودمو
تكوندمو چوبمو
برداشتمو دوباره
راه افتادم
...يه پيچ ريز
و
دوباره كله
پا ...نخير اين
فيكسه يه اشكالي
داره ...خلاصه
تا پايين با
يه پا لي لي كنان
اومدم و رفتم
پيش يكي از اين
جاهايي
كه چوب كرايه
ميدن و فهميدم
كه فيكسم خوب
ميزون نيست
و چون فيكسم
اِي بي اس داره
بايد كيپ كيپ
بشه ....
وزنشم
زياد كردم ...ديگه
حوصله متلك
ندارم ...آقا وزنشو
بذار روي نود..
آقاهه
: چند كيلويي
مگه ...
خودم
:هفتادو پنج
بار
دوم
موقعيت
: قله
هوا
: بازم عالي
يعني آفتابي
بزن
بريم ...يه امپيتري....ايول
...ايندفه سامانه
...
اگه
از پيشم بري
شمدونيا دق
ميكنن
شكايت
عشق تورو به
مرغ عاشق ميكنن
...
نه
نه ...اين حال
نميده ...يدونه
ديگه ....آره همين
خوبه ...فرامرز
اصلاني بافرامرز
آصف ...چه گيتاري
...
اي
صبا ...اي صبا
...گر سوي ايرانم
...گذشتي
خا
ك آن را غرق بوي
نسترن كن ...
سرعت
: خيلي زياد
داشتم
به اون حس مشترك
خودمو صمصام
نزديك ميشدم
...يعني حس پرواز
...انگار دوتا
بال زير پاهامه
...
خداي
من ...من
چقدر باحالم
...آخ كه چقدر
خوش تيپم ....حرف
ندارم ....از همه
مهمتر سرعتم
چقدر زياده
...!!!
ام
پي تري آخرشه
ديگه :
اي
پرستوهاي خسته
...سرزمين پاكيام
كو ؟؟؟
اين
خيابانها غريبن
...كوچه هاي ...ديم
ديم ديري ديريم
ديريم ديم ديم...ديم
ديم ديري ديريم
ديريم دوم دوم
...
دوم
دوروم دورو....
نه
...نه ..اين توي
آهنگه اصلاني
نيست ...اين زنگه
موبايلمه ...آخه
با موبايلم
امپي تري گوش
ميدادم ...نشد
قيافه
ام
پي تري پليرو
بگيريما ...
بله
؟
بله
؟
الو
الو!!
الو
كن !!
نخير
....فقط ميخواست
مارو از حس بياره
بيرون ....
يه
دوست خوبم پيدا
كردم آقا برزو
گل...اما نتونستيم
با هم اسكي كنيم
...حالا نميگم
چرا ...!!
خيلي
عالي بود ...بار
سوم ديگه محشر
بود ...انقدر ذوق
كردم كه هيچي
يادم نيست ...
اما
جاي همتون خاي
بود ...صمصامو
نامزدش ...نسا
و علي و لعيا
و محسن و حامدو
روزبه و سينا
و هاني و امير
اينم
يه روز خوب ديگه
...هيچكسي رو هم
نديدم كه آسيب
ديده باشه و
اين خيلي خوبه
خدايا
...حرف نداري !!!
به
اميد ديدار
همه دوستا توي
پيست ديزين
!! دربندسر ...اگه
نشد هم كه شمشك
ديگه ...
link|23:45
|